مرتضى راوندى

425

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

[ صفحهء 131 ] « در زمان ايشان ، يعنى بايندريها ، مملكت خراب شد و از شومى ظلم و ستم ، قحط و و با پديد آمد و خلقى بسيار از گرسنگى و علت طاعون هلاك شدند و رعيت پريشان و متفرق گشتند و مردم جلاى وطن كردند . » « 1 » علت قحطيها علت اصلى قحطيهاى پىدرپى در مناطق مختلف ايران ، غير از كم آبى و نيامدن باران ، سوءسياست و مظالم مأمورين مالياتى و عوارض گوناگونى بود كه حكومتهاى بىثبات و ستم پيشه به مردم بينوا تحميل مىكردند ؛ و مردم را از كارهاى كشاورزى باز مىداشتند و در نتيجه ، دهقانان دلسرد مىشدند و گاه جلاى وطن مى - كردند . غير از آنچه گفتيم ، گاه ، سودجويى محتكرين و نان‌بايان موجب گرانى نان و قحطى مىشد . در دورهء سلاجقه ، به ملك قاورد در جيرفت اعلام كردند كه در بردسير گرانى و قحطى نان است . « به يك شبانروز ، به بردسير آمد و جمله نان بايان را بخواند و گفت : تا من بشدم ، ملخ‌خوارى در اين شهر افتاد ؟ گفتند : نى . گفت : آفتى ديگر از آفات سماوى رخ نمود ؟ آسياها خراب شد ؟ گفتند : نى . گفت : لشكرى بيگانه روى بدينجانب نهاد ؟ گفتند : نى . گفت : سبحان اللّه ، چون من با حشم از اين شهر رفتم ، مؤونت و خرج ولايت از دو با يكى آمد . . . پس چندى از معاريف خبازان در تنور تافته نشاند و بسوخت و باز به جيرفت آمد . « 2 » طاعون در هرات يكى از بيماريهاى همه‌گير قرون وسطى ، طاعون بود كه گاه و بيگاه در شهر و ناحيه‌اى شيوع مىيافت و هزاران نفر را به ديار نيستى مى - فرستاد . صاحب مطلع السعدين در وصف اين بيمارى در هرات ، مىگويد : « گويند يك روز در شهر ، شمردند چهارصد هزار و هفتصد تابوت از دروازه‌ها بيرون بردند غير از آنكه حمالان بىتابوت برداشتند و بسيارى بر الاغان بار كرده بدر بردند و در مغاك انداختند ، خاك برايشان ريخته نهان ساختند . » « 3 » بدون شك ، اين عدد اغراق‌آميز و عارى از حقيقت است ؛ زيرا بعيد به نظر مىرسد كه شهر هرات در آن روزگاران در حدود دو ميليون‌ونيم جمعيت داشته باشد تا بتوانند در يك روز چهارصد هزار و هفتصد تابوت از دروازه‌هاى آن خارج كنند ( زيرا براى حمل هر تابوت لااقل چهار نفر ضرورى است ) . ولى در هرحال ، اين ارقام از شدت مرگ‌ومير و كثرت تلفات حكايت مىكند . معين الدين اسفزارى نيز از كثرت مرگ‌ومير در هرات سخن مىگويد : « آنچه از محاسبان معلوم شده ، عدد آنها كه گور و كفن يافته‌اند ، در نفس بلدهء هرات ، ششصد هزار نفر است بىآنان كه در مغاكها انداخته‌اند و يا در خانه‌ها دفن كرده‌اند . » پدر اين مؤلف ( معين الدين اسفزارى ) ، در شرح اين واقعهء جانگداز ، قصيده‌اى نظم كرده كه دو بيت آن نقل مىشود : ششصد هزار در قلم آمد كه رفته‌اند * زانها كه يافت گور و كفن مردم خيار

--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ كرمان ( سالاريه ) [ مقدمه ] ، ص « مو » . ( 2 ) . ر ك : همان [ حاشيه ] . ص 85 . ( 3 ) . كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى ، مطلع السعدين [ نسخهء خطى كتابخانهء ملى ] . ص 587 .